تقصیر چشم های تو نیست می دانم...

خرید بک لینک

روزی هزار بار باتو برخورد می کنم

و هربار،اسمم را کجا شنیده ای ؟

وچقدر چهره ام برای تو آشناست!

تقصیر چشم های تو نیست

که در نقطه های کور خانه زندگی می کنم

و تکرار می شوم هر روز

شبیه عطر بهارنارنج ،روی میز صبحانه

شبیه خطوط قهوه ای چای،ته فنجان ها

و شبیه زنی در آینه

که آبروهایش را بر می دارد و

فکر می کند دنیا در چشم های تو تغییر خواهد کرد

تقصیر چشم های تو نیست می دانم

این خانه تاریک تر از آن است که چهره ام را بخاطر بسپاری

وببینی چگونه بوی مرگ از انگشت هایم چکه می کند

هر بار که نمی پرسی شعر تازه چه دارم

حق باتوست

پوشیدن پیراهن حریر

وآویختن گوشواره های مروارید

حس شاعرانه نمی خواهد

ومی شود آن قدر به نقطه های کور زندگی عادت کرد

که باعصای سپید،کنار هم راه برویم

و با خطوط بِریل باهم حرف بزنیم.

روز های پاییزی من...

ما را در سایت روز های پاییزی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 11:00

صفحه بندی