
پاییز میرسد که مرا مبتلا کند
با رنگهای تازه مرا آشنا کند
پاییز میرسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او میرسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوههای تازه بیارد، خدا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند...
**علیرضا بدیع**
سلام کلی بدو بدو کردم که حتما به آخرین دقایق اولین روز پاییز برسم که پست بزارم
خوشبختانه رسیدم!خوشحالم که دوباره زیباترین فصل زندگیم از راه رسید
وخوشحال ترم بابت اینکه کلی قصه ی قشنگ باخودش قراره واسم بیاره روزهای پاییزی من..
دوستتون دارم برای تک تک کسانی که منو دنبال میکنند بهترین ها رو آرزو میکنم
خدایا عاشقتم
لطفا مواظب خوبی هام باش
پاییزتون مبارک

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
●
پاییزمی رسد که به مانند سال پیش
راز درخت باغچه را برملا کند
●
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد ... - خدا کند ! -
●
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است و باید وفا کند
●
او نیز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند ...
●
شاید اثرکند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر اوجا به جا کند
●
- تقویم خواست ازتو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند -
●
خش ... خش ... صدای پای خزان است ! یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند !
برگرفته شده از astan.orgما را در سایت روز های پاییزی من دنبال میکنید
برچسب: عاشقانه, نویسنده: بازدید: 187