پاییز صدساله شد..

خرید بک لینک

سلام بانو!


درسیاهی چشمان من پاییز صدساله شد


خلق من تنگتر از سرخ ترین غروبی که دیده ای


هذیان لحظه هایی را می گوید که بی آمدن،گذشت


ناچارم بانو


باید چنان بی قرار از خیال ریشه ام بگریزم


تاخودم را در بارانی که قرار است خیسمان کند،گم کنم


باید چنان بی صدا کنار قدم هایت بشکنم


تا جاودانه کنم


صلابت عشق را


در زرد و نارنجی فصلی که نزدیک است


فصلی که می آید


تا بیاد آوری دوستت داشتم


تا به یاد آوری دوباره دوست داشته باشی


دوست داشته باشی


کسی از عطر نمناک کوچه بگذرد


و بگوید


سلام بانو!
.
.
.

*نیکی فیروزکوهی*

روز های پاییزی من...

ما را در سایت روز های پاییزی من دنبال می‌کنید

برچسب: پاییز صد ساله شد, نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 3:03

صفحه بندی